تبلیغات
ملت بیدار - استعمار و جنگ نرم‏
ملت بیدار
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
پیشگفتار
«غرب به یك سرزمین خلاصه نمى‏شود و فقط یك مجموعه دینى، اخلاقى، نژادى یا حتى اقتصادى نیست. غرب به مثابه یك واحد مركب این جلوه‏هاى گوناگون، یك مجموعه فرهنگى و یك پدیده‏ى تمدنى است».(1)
تمدن غرب یك كلیت است. یك فرهنگ، یك گفتمان، یك قدرت با همه جوانب‏اش. فرهنگى كه ابزارهاى مناسب‏اش را هم سامان داده است. قدرتى كه دانش مورد نیاز و مقتضى خود را هم تولید كرده است.
این سیطره كه به مدد نوگرایى و تحول غرب پس از رنسانس و انقلاب صنعتى پدید آمد، تمدنى را پایه ریخت كه در ذات و بنیان خود میل به گسترش داشت و نمى‏توانست در یك موقعیت جغرافیایى خاص محصور بماند.(2) بر همین اساس لشكركشى‏ها و تصرف‏ها و هجمه‏ها را آغاز كرد.
انقلاب اسلامى ایران ضربه سنگینى بر استیلاى جهان غرب وارد آورد و او را به مقابله و جبران كشاند. تحلیل‏هاى غلط و نارسا از ماهیت انقلاب اسلامى، قدرت‏هاى استكبارى را در وهله اول به این نتیجه رساند كه مى‏توانند با استفاده از برترى نظامى و تسلیحاتى خود و در قالب جنگى سخت و طاقت فرسا این سد مستحكم كه مانعى بر سر راه آنان شده بود را از میان بردارند. چنین بود كه از یك سو به حمایت مالى و معنوى بى‏دریغ از گروه‏ها و احزابى پرداختند كه با اهداف مختلف نظیر تجزیه‏طلبى و كسب قدرت سیاسى به مبارزه‏ى داخلى با نظام مشغول شده بودند و از سوى دیگر رژیم صدام حسین را به جنگ‏افروزى علیه جمهورى اسلامى برانگیختند.

امروزه بسیارى از صاحب‏نظران بر این قول اتفاق دارند كه جنگ هشت‏ساله ایران و عراق یك جنگ مرسوم میان دو ملت نبود، بلكه در حقیقت صف‏آرایى كل جهان غرب و قدرت‏هاى استكبارى با یك نظام نوپاى مذهبى بود. جنگى كه بسیارى از كشورهاى منطقه‏اى و شرق و غرب، به طور مستقیم و غیرمستقیم با تجهیز و حمایت مادى و معنوى از كشور مهاجم نقش‏آفرینى مى‏كردند و بدین‏معنا در آن ذى‏نفع بودند.
رهبرى حضرت امام‏رحمه الله و روحیه سلحشورى و مقاومت و شهادت‏طلبى مردم كه ریشه‏اى عمیق در باور و اعتقادشان به حماسه عاشورا و مكتب اهل‏بیت‏علیهم السلام داشت؛ در نهایت پروژه‏ى استكبار در مقابله با نظام اسلامى را به شكست كشاند. برخورد نظامى گزینه‏اى بود كه قدرت‏هاى استكبار در بسیارى از موارد به كار بسته بودند و همیشه هم كمابیش نتیجه مطلوب عایدشان شده بود. اما نتیجه هشت سال جنگ با ایران به آنان به خوبى این واقعیت را چشاند كه این قدرت، ریشه‏اى دیگر دارد و این نمونه با همه نمونه‏هاى دیگر تفاوت مى‏كند. از این رو مى‏طلبد كه براى مقابله با آن ابزارى دیگر به كار بست و روشى دیگر در پیش گرفت. چنین بود كه جنگى دیگر در قالب نرم و بدون استفاده از ابزارهاى جنگى و ادوات نظامى بلكه با بهره‏گیرى از ابزارها و قالب‏هاى فرهنگى، فكرى، هنرى و رسانه‏اى آغاز شد.
حال با پیشرفت‏ها و نوآورى‏هایى كه در عرصه رسانه‏هاى ارتباطى رخ داده است؛ مانند ظهور اینترنت و نسل جدید ماهواره‏ها، این سیطره‏جویى شكلى نوین یافته بود و دیگر اثرى از موانع جغرافیایى، سیاسى و اقتصادى در مقابل رشد و گسترش و نفوذ خود در ملل مختلف نمى‏بینند. هجمه‏اى كه نه فقط ایران، بلكه همه فرهنگ‏هاى غیرغرب از خاور دور تا آفریقا و تا كشورهاى عربى را هدف گرفته بود. و البته ایران پس از انقلاب به جهت میزان خطرآفرینى و قدرت چالش‏طلبى بالاى خود در این میان آماج حملات بیش‏تر قرار گرفت. تغییر و تحولاتى كه پس از خاتمه جنگ و به تبع سیاست‏هاى اقتصادى و فرهنگى با شعار توسعه و اصلاح در كشور به اجرا درآمد نیز زمینه جنگ نرم را خواسته یا ناخواسته فراهم ساخت.
در این مقطع، در بین مسئولین نظام بى‏شك كسى كه بیش‏ترین دغدغه را نسبت به وجود جنگ نرم علیه جمهورى اسلامى داشته و آن را بارها ابراز داشته‏اند شخص رهبرى معظم انقلاب بوده‏اند. البته ایشان در دوران ریاست جمهورى هم همواره این دغدغه را داشتند، اما از آغاز دوران رهبرى‏شان این خطر را با ادبیات مختلف گوشزد كرده و مسئولان را به چاره‏اندیشى و برنامه‏ریزى‏هاى مقتضى فراخواندند. ایشان با اشاره به تجربه تلخ اندلس اسلامى و سقوط آن به جهت هجوم فرهنگى غرب و مسیحیت، نسبت به تكرار آن تجربه در ایران اسلامى هشدار مى‏دادند. بیش‏ترین تعبیرى كه در ادبیات ایشان در این موضوع به چشم مى‏خورد «تهاجم فرهنگى» است. ایشان از همان ماه‏هاى آغازین رهبرى خود این تعبیر را در سخنرانى‏ها و بیانات خود به كار بردند.(3) مرورى بر بیانات ایشان نشان مى‏دهد كه در آن مقطع این تعبیر بیش‏ترین موارد استفاده را داشته است. از جمله:
«
امروز، تهاجم فرهنگى عظیمى علیه اسلام هست كه مستقیم به انقلاب ارتباطى ندارد و وسیع‏تر از انقلاب است، بر علیه اسلام است. یك تهاجم فوق‏العاده‏ى فرهنگى، اجتماعى و سیاسى با ابعاد گسترده علیه اسلام، یعنى حتى اسلامى [ابتدایى و عادى‏] كه میان توده‏ى مردم مثلاً الجزایر است. فقط یك استثناء دارد و آن اسلام وابسته به دستگاه‏هاى استعمارى و فهدگونه است. جاهایى كه به طور مستقیم به این اسلام مربوطاند، از این تهاجم مستثنا هستند!!. و الا حتى اسلام به معناى اعتقاد عوامانه مردم هم مورد تهاجم است، چه برسد به اسلام ناب، اسلام انقلاب، اسلام به تفسیر ایران به تعبیر خودشان؛ آن كه دیگر وضع‏اش روشن است».(4)
رهبر انقلاب بر استفاده از تعبیر «جنگ» براى این هجوم تأكید ویژه‏اى دارند. «مسأله فرهنگ را به معناى واقعى كلمه، یك «جنگ» به حساب بیاورید. البته این حرف‏ها شاید براى آقایان تكرارى باشد، اما من تأكید مى‏كنم. علت هم این است كه در طول این سال‏ها هر چه در این زمینه گفته شده، درست فهم نشده است».(5)
تعبیر دیگرى كه رهبرى معظم انقلاب در تبیین هجوم فرهنگى دشمن به كار برده‏اند تعبیر «ناتوى فرهنگى» است:
«
من پریروز در روزنامه... گزارشى از تشكیل «ناتوى فرهنگى» را خواندم. یعنى در مقابل پیمان ناتو كه آمریكایى‏ها در اروپا به عنوان مقابله با شوروى سابق یك مجموعه مقتدر نظامى به وجود آوردند؛ اما براى سركوب هر صداى معارض با خودشان در منطقه خاورمیانه و آسیا و غیره از آن استفاده مى‏كردند، حالا یك ناتوى فرهنگى هم به وجود آورده‏اند. این بسیار چیز خطرناكى است. البته حالا هم نیست؛ سال‏هاست كه این اتفاق افتاده است.
مجموعه زنجیره‏ى به هم پیوسته رسانه‏هاى گوناگون - كه حالا اینترنت هم داخل‏اش شده است و ماهواره‏ها و تلویزیون‏ها و رادیوها - در جهت مشخصى حركت مى‏كنند تا سررشته تحولات جوامع را به عهده بگیرند. حالا كه دیگر خیلى هم آسان و رو راست شده است!!».(6)
اما آخرین و جدیدترین تعبیرى كه ایشان از هجوم مذكور داشته‏اند، مفهوم «جنگ نرم» است كه گستره‏اى فراتر ازتهاجم فرهنگى دارد. ایشان بر وظیفه دانشگاه و دانشگاهیان در این راستا تأكید ویژه دارند؛
«
انتظارى كه از اساتید دانشگاه‏ها در این جنگ و مبارزه نرم مى‏رود فراتر از انتظارى است كه از دانش‏جویان وجود دارد. دانشجویان افسران جوان این جبهه هستند كه ضمن دارا بودن فكر، عمل، و بصیرت، در صحنه نیز حضور دارند و با آزمودن صحنه، در چهارچوب كار مى‏كنند. اما اساتید دانشگاه‏ها فرماندهان جبهه جنگ نرم هستند. فرماندهان این جبهه باید با شناخت مسایل كلان، شناسایى دشمن و كشف اهداف او، طراحى كلان انجام دهند و بر اساس این طراحى حركت كنند».(7)
«
در این جنگ نرم وظیفه مجموعه‏هاى فرهنگى این است كه هنر را تمام عیار و با قالبى مناسب به میدان آورد تا اثرگذار شود».(8)
رهبر معظم انقلاب بارها براى مقابله با این هجوم بر لزوم تشكیل جبهه‏اى فرهنگى متناسب با جبهه دشمن تأكید كرده‏اند.
«
مسأله، مسأله ایران و اسلام است. مسأله عزیزترین اندوخته‏هاى یك ملت است. دشمن مى‏خواهد با این اندوخته‏ها شوخى كند و او را به بازى بگیرد. لذا باید جبهه فرهنگى و سنگرهاى فرهنگى به وجود بیاید و امروز روز كار است و باید همه كار كنند. امروز روزى است كه همه آن كسانى كه استعداد دارند باید در زمینه فرهنگى كار كنند و كارهاى نشده هم زیاد است. این آن چیزى است كه مورد خطاب من به همه اهل فكر و فرهنگ و هنر و ادب و دانش و معلومات و معارف است و این را یك چیز لازمى مى‏دانم».(9)
«
لازم است در میان ادبا و روشن فكران و نویسندگان و شعرا و هنرمندان و سینماگران و دانشمندان و اساتید، یك بسیج عمومى براى مقابله با جریان تهاجم فرهنگى كه دشمن هدایت مى‏كند انجام بگیرد».(10)
جنگ نرم، مسأله امروز ماست. جنگى كه بخواهیم و نخواهیم درگیرش هستیم و از عواقب و نتایج‏اش متأثر مى‏شویم. و این علاوه بر هوشیارى و بصیرت مسئولین وهمه شهروندان و علاقه‏مندان نظام اسلامى، ضرورت اندیشیدن تدابیرى در راستاى دفاع و تقابل با این جنگ را افزون‏تر مى‏سازد.
رهبر معظم انقلاب در این باره تاكید مى‏كنند كه؛ هر دفاع و نبردى در این جبهه بدون داشتن شناخت كامل و جامع از منطقه عمل و بدون تجهیز كامل به ابزارهاى آن عبث و بیهوده است.(11)

سیر تحول تاریخى استعمار

بررسى‏هاى تاریخى در زمینه چگونگى شكل‏گیرى كانون‏هاى قدرت نشانگر آن است كه در تاریخ جهان، سه شیوه استعمارى (كهن، نو و فرانو) از سوى قدرت‏هاى بزرگ، علیه قدرت‏هاى ضعیف به كارگرفته شده است؛

دوره اول: استعمار كهن یا كلاسیك‏
استعمار كلاسیك پس از رنسانس و متحول شدن جهان غرب از قرن 16 میلادى آغاز شد و تا جنگ جهانى اول به مدت 400 سال ادامه داشت. در این دوره، سلطه قدرت‏هاى بزرگ بر جوامع ضعیف، از طریق تسخیر نظامى انجام مى‏شد و استثمار ملت‏ها با اشغال مستقیم نظامى همراه بود.
مشخصات استعمار كلاسیك‏
1.
لشگركشى از سرزمینى به سرزمین دیگر.
2.
غارت اقتصادى و ازدیاد حوزه نفوذ و سلطه از طریق حضور مستقیم فیزیكى.
3.
استفاده از قدرت نظامى برتر به مثابه مهم‏ترین ابزار سلطه.(12)
نقاط ضعف استعمار كلاسیك یا كهن‏
1.
لشگركشى نظامى نیازند هزینه سنگین مالى بود.
2.
اشغال نظامى كشورها همراه با تبلیغات زیاد انسانى و ضایعات حیثیتى بود.
3.
حضور فیزیكى قواى نظامى اشغالگران در سرزمین‏هاى اشغالى، زمینه‏ساز قیام ملت‏ها علیه اشغالگران بود و تداوم سلطه را پرهزینه مى‏ساخت.(13)

دوره دوم: استعمار نئوكلاسیك یا استعمار نو
استعمار نو از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، رواج یافت و به مرور زمان، جایگزین استعمار كهن یا كلاسیك گردید. زیرا نسبت به استعمار كلاسیك، از مزایاى بسیار برخوردار بود. این دوره پس از جنگ‏هاى جهانى اول و دوم رشد چشم‏گیرى یافت. ابداع‏كننده اصلى این سیاست حكومت بریتانیا بود. در این دوره دست‏نشاندگانى مانند رضاخان در ایران، آتاتورك در تركیه و ظاهرشاه در افغانستان، به قدرت رسیدند.

مشخصات استعمار نئوكلاسیك‏
ویژگى‏هاى استعمار نو عبارتند از:
1.
به كارگیرى نیروهاى مزدور و وابسته بومى از طریق مستشاران اقتصادى، نظامى و امنیتى؛
2.
حاكمیت نامحسوس اما قوى بر حاكمان؛
3.
چپاول و غارت ثروت‏هاى ملى و ذخایر زیرزمینى و مواد خام كشورهاى زیرسلطه، از طریق انعقاد قراردادهاى استثمارى؛
4.
تبدیل كشور زیرسلطه به بازار فروش محصولات خویش؛
5.
هجوم به فرهنگ ملى و بومى كشور زیرسلطه، از طریق تهى‏سازى فرهنگى؛
6.
ترویج و گسترش فرهنگ كشور سلطه‏گر در افكار عمومى كشورهاى زیرسلطه با هدف تداوم و تضمین بقاى سلطه سیاسى، با ایجاد كانون‏هاى سیاسى، اجتماعى، فرهنگى و ایجاد احزاب وابسته؛(14)
7.
تهاجم به مذهب از طریق اشاعه سكولاریسم، ترویج لائیسم، حفظ قالب‏ها و تهى‏سازى مفاهیم از محتواى اصلى، ایجاد و گسترش ادیان و فرق خودساخته، مانند بهائیت و ترویج مكاتب و ایدئولوژى‏هاى مبتنى بر امانیسم با هدف كم‏رنگ ساختن نقش مذهب در جامعه، جداسازى دین از سیاست، كاهش ایمان و بى‏هویت ساختن جامعه؛
8.
ایجاد كانون‏هاى مخفى كادرسازى به منزله پشتوانه حاكمیت سیاسى، از طریق تشكل‏هاى منسجم و محافل خاص، مانند سازماندهى انواع لژهاى فرماسونرى، براى اداره سرزمین‏هاى استعمار شده و پیشبرد اهداف در مستعمرات؛
9.
سلطه‏گران براى اعمال سلطه خویش، بر مبناى سیاست نئوكلانیستى، از ابزارهایى چون وابستگى پنهانى حاكمان بومى، سیاست‏گذارى براى كشور زیر سلطه درعرصه‏هاى مختلف سیاسى، اقتصادى، نظامى، فرهنگى، اجتماعى و بین‏المللى، برپایى حكومت‏هاى مستبد و دیكتاتور، سركوب مبارزان، آزادى‏خواهان و استقلال‏طلبان و تبدیل كشور زیرسلطه به حافظ منافع سلطه‏گر در منطقه، بهره مى‏بردند. در این چهارچوب، به رغم وجود رقابت شدید میان كشورهاى استعمارگر، نوعى وحدت رویه و هماهنگى میان آنها، براى تثبیت منافع مشترك به چشم مى‏خورد.
10.
آثار و پیامدهاى سیاست نئوكلانیستى به طور عمده، عبارت است از: تخریب فرهنگ ملى و بومى، ایجاد فرهنگ التقاطى، وابستگى اقتصادى، ایجاد اقتصاد تك‏بعدى در كشور زیرسلطه، بى‏هویتى فرهنگى، وابستگى شدید نظامى - امنیتى؛
11.
در استعمار نو، كشور زیرسلطه متحد كشور سلطه‏گر خوانده مى‏شد و نیروهاى مبارز و آزادى‏خواه درتبلیغات جهانى،تروریست نامیده مى‏شدند و كشور زیر سلطه از هرگونه تعرض بین‏المللى در عرصه نقض حقوق بشر و عدم پاى‏بندى به آزادى‏هاى سیاسى در امان خواهد بود! در عوض، مبارزان، استقلال‏طلبان و آزادى‏خواهان در معرض تهاجمات شدید تبلیغاتى و سیاسى قرار داشتند و با برچسب‏هایى چون فناتیك و تروریست، مرتجع و.. روبرو مى‏شوند.
12.
زمینه‏هاى رشد افراد در عرصه‏هاى سیاسى، اقتصادى، فرهنگى، نظامى، امنیتى، هنرى، ادبى، بستگى تام و تمام به میزان وابستگى و شدت ارادت آنان به نظام سلطه‏گر دارد و نیروهاى مستقل زمینه‏اى براى رشد و فعالیت ندارند.
13.
اگر پایه‏هاى سلطه را زر و زور و تزویر بدانیم، در استعمار نو، نقش تزویر كلیدى است؛ چنان كه در استعمار كهن نقش نیروى نظامى محورى و اساسى است.
14.
در استعمار نو، حكومت‏هاى زیر سلطه قدرت خویش را از طریق نظام سلطه‏گر كسب و به همان اندازه كه در مقابل نظام سلطه‏گر، رام و مطیع‏اند، علیه ملت خود، با شدت و خشونت برخورد مى‏كنند عوامل بومى وابسته، به ویژه حاكمان به شدت، در پى ترویج شیوه زندگى و آداب و رسوم فرهنگ سلطه‏گر در میان ملت خود بودند.(15)

نقاط ضعف استعمار نئوكلاسیك‏
سیاست نئوكلانیستى یا استعمار نو، اگرچه از تلفات زیاد نیروهاى كشور سلطه‏گر در امان بود؛ اما اشكالات زیادى داشت. از جمله:
1.
نیروهاى مزدور و وابسته بومى، به دلیل فقدان پایگاه مردمى، معمولاً با كودتا، روش‏هاى نامشروع و غیرقانونى، زمام امور را به دست مى‏گرفتند سازماندهى كودتا تا هزینه‏هاى مالى و حیثیتى بسیارى را بر سلطه‏گران تحمیل مى‏كرد.
2.
ماهیت مزدورانى كه زمام امور ملت‏ها را در دست مى‏گرفتند، خیلى زود بر ملت‏ها آشكار مى‏گشت. از این رو، چاره‏اى نداشتند جز آن كه با دیكتاتورى و خفقان حكومت كنند. این امر سلطه‏گران را با تضاد و تعارض روبرو مى‏ساخت؛ زیرا دفاع از دیكتاتورهاى مستبد، با شعار طرفدارى از حقوق بشر، دموكراسى، لیبرالیسم، كرامت انسان و... منافات داشت.
3.
وابستگى حاكمان و استبداد و دیكتاتورى آنان سبب بسیج توده‏هاى مردمى علیه استبداد داخلى و استعمار خارجى، بر محور كسب استقلال و آزادى مى‏گردید(16).

دوره سوم: استعمار فرانو
استعمار فرانو و سلطه‏گرى نوین، مبتنى بر ایجاد تغییر در جهان‏بینى، فرهنگ، باورها، بینش‏ها، رفتار نگرش‏هاى سیاسى با هدف تغییر نامرئى و نامحسوس هویت ملت‏ها، پایه‏ریزى گردیده است. سست كردن پایه‏هاى وحدت ملى، تشدید اختلافات داخلى، بى‏تفاوت ساختن مردم، از مهم‏ترین محورهاى القایى استعمار فرانو است. استراتژیست‏هاى نظام سلطه و طراحان سیاست‏هاى استعمارى، با بهره‏گیرى از تكنولوژى‏هاى پیشرفته و فناورى‏هاى مدرن اطلاعاتى و ارتباطى، در پى تأثیرگذارى بر مبانى اعتقادى و رفتار مذهبى و ملى مردم هستند.
در دوران استعمار كهن و استعمار نو، امكان تأثیرگذارى مستقیم بر افكار عمومى كمتر بود. این امكان اكنون با رشد و توسعه فناورى بیشتر پدید آمده است.(17)

مشخصات استعمار فرانو
رشد و توسعه تكنولوژى در آغاز قرن 21 و هزاره سوم میلادى، فضایى نوین را بر جهان حاكم ساخته است كه ویژگى‏هاى آن عبارتند از:
1. كاهش كنترل حكومت‏ها بر ملت‏ها
در طول تاریخ، تمامى حكومت‏ها و نظام‏هاى سیاسى مى‏توانستند جوامع تحت حاكمیت خود را متناسب با سلیقه و مصالح خود اداره كنند؛ و براساس خواست حكومت‏كنندگان حركت كنند؛ موضوعاتى را در جامعه اشاعه دهند یا مانع از ترویج موضوعات دیگر شوند. دولت‏ها از اختیارات لازم برخوردار بودند و مى‏توانستند تصمیم بگیرند كه چه اخبار و اطلاعاتى باید در اختیار مردم قرار گیرد و چه اخبار و اطلاعاتى پخش نشود.
از سوى دیگر، بیگانگان نیز امكان تأثیرگذارى مستقیم بر افكار عمومى ملت‏ها را نداشتند؛ مگر اینكه كشورى را به اشغال خود درآورده و با در اختیار گرفتن زمام امور، جوامع تحت اشغال خود را متناسب با خواست خود اداره كنند و برخى از اخبار و اطلاعات را در جامعه پخش كنند یا مانع پخش برخى اخبار شوند یا براساس سیاست نئوكلانیستى، مزدوران خود را بر مقدرات ملتى حاكم كنند و آنان در راستاى اهداف نظام‏هاى سلطه‏گر، به افكار عمومى شكل دهند.
در اواخر دوران استعمار كهن و نو مهم‏ترین ابزار تأثیرگذارى رادیو بود. رادیو نیز نتوانست قرنطینه‏هاى اطلاعاتى فرهنگى سیاسى حكومت‏ها را بشكند؛ زیرا با ارسال پارازیت، قابل كنترل گردید؛ لیكن در دوران نوین، با اختراع ماهواره، اینترنت، كامپیوتر و تكنولوژى‏هاى جدید مخابراتى و توسعه ICTو IT و شبكه‏هاى رادیو تلویزیونى، كشورهاى توسعه یافته غرب و صاحبان تكنولوژى این توانایى را به دست آورند كه بدون هیچ مانعى، به طور مستقیم، با دورترین نقاط جهان، ارتباط برقرار كنند؛ قرنطینه‏هاى سیاسى و تبلیغاتى حكومت‏ها را بشكنند و خارج از كنترل دولت‏ها، بر افكار عمومى ملت‏ها، تأثیر مستقیم بگذارند. این امر تحولاتى ژرف در مناسبات سیاسى، فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى جهان پدید آورده است.(18)
2. تبدیل دانش و فناورى به مزیت اصلى‏
تا سال 1900 و در دوران استعمار كهن، مزیت اصلى، دستیابى به قدرت نیروى انسانى بود. هر كشورى كه از سربازان فراوان‏تر، نیروى انسانى قوى‏تر و توان كار بیشتر برخوردار بود، بر دیگر كشورها برترى داشت. در دوران استعمار نو، مزیت اصلى قدرت را سرمایه و دستیابى به مواد خام و بازار فروش، به رقابت شدید میان قدرت‏هاى استعمارگر و ظهور جنگ جهانى اول و دوم انجامید و سپس جنگ سرد را پایه‏ریزى كرد؛ ولى در دوران استعمار فرانو، دست‏یابى به اطلاعات، دانایى، دانش فنى، تكنولوژى و صنعت، مزیت اصلى دست‏یابى به قدرت است. هر ملتى كه از علم، دانش فنى، تكنولوژى و صنعت، بهره بیشترى داشته باشد از دیگران قوى‏تر مى‏گردد و مى‏تواند برترى خود را بر دیگران دیكته كند.(19)
3. افكارسازى و حكومت بر اذهان‏
با افزایش سرعت انتقال اطلاعات و گسترش فناورى ارتباطات و اطلاعات و با ظهور ماهواره، اینترنت و كامپیوتر و امكان ارسال مستقیم پیام و ارتباط با مخاطبان كه به شكسته شدن قرنطینه‏هاى سیاسى، تبلیغاتى، فرهنگى و اطلاعاتى حكومت‏هاى بومى انجامید، ذهنیت‏سازى و تأثیرگذارى بر افكار عمومى و جنگ روانى، تبلیغاتى و فرهنگى، اهمیت بسیار یافته است كه به هیچ روى، قابل قیاس با گذشته نیست.
جنگ روانى، تبلیغاتى و فرهنگى در مقایسه با جنگ نظامى و اقتصادى، از هزینه كمتر و تأثیر بیشترى برخوردار است. توسعه تكنولوژى و رشد فناورى شرایطى را بر جهان حاكم ساخته كه جهانى‏سازى اقتصاد، استحاله سیاسى، فرهنگى، همراه با جنگ روانى و تبلیغاتى، محور اصلى استراتژى استعمارگران فرانو است.
جنگ روانى - تبلیغاتى به معناى تلاش هدفمند و برنامه‏ریزى شده براى تخریب یا تضعیف روحیه و قدرت مقاومت یك ملت است و هدف آن تحمیل اراده وتأثیرگذارى بر افكار، عقاید، عواطف، مواضع و رفتار ملت‏هاست.
جذب افراد یا تبدیل آنان به ستون پنجم، از طریق ایجاد روحیه یأس و نومیدى، مخدوش ساختن اعتماد، ایجاد اختلاف و انشقاق، سست كردن انسجام درونى، از بین بردن وحدت فرماندهى در نیروها ایجاد گسست میان نظام حكومتى و مردم، ترور شخصیت رهبران با دروغ‏پراكنى، شایعه‏سازى، اشاعه اطلاعات نادرست و.. تأثیرگذارى مستقیم بر ملت‏ها را به اجرا درمى‏آورد.(20)
4. جهانى‏سازى قوانین و مقررات‏
ویژگى دیگر دوران نوین در استعمار فرانو عبارت است از تعیین قوانین و مقررات بین‏المللى و تدوین خطمشى‏هاى اجرایى و سیاست‏هاى كلان حاكم بر مناسبات جهانى و روابط بین‏المللى، از سوى كشورهاى توسعه یافته غرب و اجراى آن سیاست‏ها از طریق سازمان‏هاى بین‏المللى و مجامع جهانى، ایجاد كنوانسیون‏هاى مختلف و رسمیت بخشیدن به آنها و ملزم ساختن كشورهاى ضعیف به اجراى مفاد كنوانسیون‏ها و پروتكل‏هاى الحاقى، از یك سوى و نفوذ در سازمان‏هاى بین‏المللى و دراختیار گرفتن رهبرى آنها، از سوى دیگر، از محورهاى مهم استراتژى استعمار فرانو است كه در دوران جدید، به اجرا درمى‏آید.(21)
5. جهانى‏سازى اقتصاد
در استعمار فرانو، همگرایى جهانى در مناسبات اقتصادى و جهانى‏سازى اقتصاد و تجارت، محور اصلى تحركات و اقدامات اقتصادى در شرایط كنونى جهان است؛ زیرا جهانى‏سازى اقتصاد و ایجاد همگرایى اقتصادى در مناسبات بین‏المللى، بر توزیع جهانى قدرت به نفع كشورهاى پیشرفته و تحكیم رهبرى آنها بر اقتصاد جهانى، تأثیر اساسى خواهد داشت.
از آنجا كه سررشته بازهاى پولى و مالى و رهبرى سازمان‏هاى بازرگانى و تشكل‏هاى تسهیل كننده دانش و فناورى و اقتصاد، همراه با اختیار قانون‏سازى در نظام اقتصاد جهانى، در اختیار كشورهاى ثروتمند غربى است، منبع درآمد و معیشت ملت‏هاى جهان سوم، با بین‏المللى شدن اقتصاد و یكپارچگى تجارى و صنعتى، در دست كشورهاى سلطه‏گر قرار خواهد گرفت. این فرآیند به تضعیف اقتصادهاى ملى و افزایش وابستگى خواهد انجامید.(22)
6. یكسان‏سازى فرهنگى‏
تضعیف و تخریب فرهنگ ملت‏ها و حاكمیت بخشیدن به فرهنگ غربى و وارداتى، امرى زیربنایى و حیاتى براى غرب است؛ زیرا:
الف. یكسان‏سازى فرهنگى سبب سست شدن قدرت مقاومت ملت‏ها خواهد شد؛
ب. یكسان‏سازى فرهنگى بقا و دوام جهانى‏سازى را به همراه دارد؛
ج. با یكسان‏سازى فرهنگى تبدیل كشورها به بازار فروش محصولات غربى تسریع مى‏شود؛
د. با یكسان‏سازى فرهنگى جهت دادن به افكار عمومى جهانیان، تسهیل مى‏گردد؛
ه . یكسان‏سازى فرهنگى زمینه‏ساز تسلط سیاسى، امنیتى است؛
و. با یكسان‏سازى فرهنگى، موانع حاكمیت نظام تك‏قطبى از میان مى‏رود؛
ز. با یكسان‏سازى فرهنگى قوانین نظام سلطه حالت فرا مرزى مى‏یابد.
ح. یكسان‏سازى فرهنگى بقاى سلطه‏گرى و سلطه‏پذیرى را تضمین مى‏كند.
غرب كه طراح اصلى دوره سوم استعمار و مبتكر نظم نوین جهانى است، براى دستیابى به اهداف خویش، بیشترین سرمایه‏گذارى را در بخش تهاجم فرهنگى و جنگ نرم براى جهانى جهانى‏سازى فرهنگى و هویتى انجام مى‏دهد. نوك پیكان نیز در مرحله نخست، به سوى جهان اسلام و سپس چین، روسیه و هندوستان است.
كاهش و حذف تدریجى قدرت تأثیرگذارى رسانه‏هاى ملى، با هدف ارتقاى توان تأثیرگذارى و جایگزین شدن رسانه‏هاى ماهواره‏اى، از طریق دگرگون‏سازى سلیقه مخاطبان در سراسر جهان، منزوى كردن فرهنگ‏هاى بومى و خرده‏فرهنگ‏ها، تخریب و حذف اندیشه‏هاى استقلال‏طلبانه و فرهنگ‏هاى غنى و متعالى، گسترش مبانى فرهنگ غربى، محاصره اطلاعاتى و سیاسى مخاطب و بمباران‏هاى مستمر خبرى در فرد، خانواده و اجتماع، با به‏كارگیرى انواع شیوه‏هاى روان‏شناسى فردى و اجتماعى، در دستور كار نظام تبلیغاتى و رسانه‏اى استعمار فرانو قرار دارد.(23)
7. حاكمیت بر سازمان‏ها و قوانین بین‏المللى‏
سازمان‏هاى بین‏المللى و قوانین جهانى در پیشبرد اهداف استعمارگران فرانو از اهمیت بسیار برخوردار است. جهانى شدن و جهانى‏سازى نیازمند نظم، ثبات و امنیت است. نهادهاى بین‏المللى به ابزارهاى مهم براى ایجاد نظم جهانى، در خدمت منافع رهبران هشت كشور صنعتى قرار دارند.
به عبارت دیگر، در نظام‏هاى طراحى شده از سوى سیاست‏گذاران استعمار فرانو، سازمان‏هاى بین‏المللى مجرى خطمشى‏هاى قدرت‏هاى مسلط جهانى هستند تا از این طریق، استراتژى جهانى‏سازى اقتصادى، فرهنگى و هویتى تحقق یابد و حكومت‏هاى حاكم بر كشورهاى توسعه نیافته یا در حال توسعه، در چهارچوب قوانین بین‏المللى و نهادهاى جهانى قرار گیرند. در استعمار فرانو، به تدریج، از قدرت و توان حكومت‏ها و دولت‏ها كاسته مى‏شود و بر حوزه اختیارات سازمان‏هاى جهانى افزوده مى‏گردد.

. تصمیم‏گیرى حكومت‏ها، محدود مى‏شود و نظارت مجامع جهانى بر عملكرد دولت‏ها افزایش مى‏یابد.


( منبع :جنگ نرم ، مرکز مشاوره معاونت تبلیغ و آموزش نهاد رهبری در دانشگاهها ، 1389 )





نوع مطلب : جهاد سایبری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 10 مرداد 1390
سه شنبه 17 مرداد 1396 11:10 ق.ظ
If you are going for best contents like myself, simply
go to see this web site all the time as it gives quality contents, thanks
چهارشنبه 23 فروردین 1396 04:33 ق.ظ
As the admin of this web page is working, no question very quickly it will be famous, due to
its quality contents.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


طراحی سایت   طراحی سایت در کرج   طراحی سایت در کرمانشاه